محمد تقي جعفري
172
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بازيگرىها اگر چه معرفتهاى مختلف و متضاد را نتيجه مىدهند ، اما با توجه به موقعيتهاى گوناگون ناظران ، آن اختلاف و تضاد نه تنها كشنده و تزاحم مضر بر معرفت و حيات انسانها نمىباشند ، بلكه بهترين وسيله براى شناخت چهرههاى گوناگون واقعيت از ديدگاههاى متنوع مىباشد . ( 1 ) قسمت دوم - بازيگرىهايى است كه از خواستهها و آرمانها و اصول پيش ساخته اى كه ناظر آنها را پذيرفته است ، سرچشمه مىگيرد . اين نوع بازيگريها و موضعگيرىها مستند به عوامل گوناگون است . لازم است كه ما با مقدارى از اين عوامل آشنا شويم : عامل يكم - توجيهات درون ذاتى : مقصود از درون ذاتى آن نيست كه ذات آدمى بدون تماس با واقعيات عينى موضع مخصوصى بر خود مىگيرد ، زيرا واقعيت ذات آدمى داراى هيچگونه موضعگيرى ويژه اى قاطعانه نيست بلكه مقصود رسوب تدريجى پديده هايى از جهان عينى در درون است كه استعداد پذيرش آن را در درون داشته و با گذشت زمان و تقويت يافتن بوسيلهء شرايط و مقتضيات ديگر ، به صورت عامل فعال در آمده ، شخص ناظر را آگاهانه يا ناآگاهانه توجيه مىكند ( 2 ) بعنوان مثال : شخصى را فرض كنيم كه در دوران جوانى پديدهء
--> ( 1 ) در جمله اى كه به پيامبر اكرم ( ص ) نسبت داده شده است ، فرموده است : رب ارنى الاشياء كما هى ( خداوندا ، اشياء را آن چنان كه هستند بر من بنمايان ) مولانا جلال الدين موضوع موضعگيرى و بازيگرى را در چند مورد از مثنوى آورده است از آن جمله : - اى خدا بنماى تو هر چيز را آن چنان كه هست در خدعه سرا چون كه برگردى و سر گشته شوى خانه را گردنده بينى آن توئى در داستان سنگ و اعرابى چنين نتيجه مىگيرد : چيست اين كوزه تن محصور ما و اندر آن آب حواس شور ما اى خداوند اين خم و كوزهء مرا در پذير از فضل اللَّه اشترى ( 2 ) به همين جهت است كه دين اسلام تقويت و رشد شخصيت را بوسيلهء تعليم و تربيتهاى صحيح ، از اصول اساسى خود قرار داده است ، زيرا هيچ راهى براى جلوگيرى از عينكها و بازيگرىهاى اختيارى جز تقويت و رشد شخصيت وجود ندارد .